از بعد از تجربهی بیهوشی، شبها به مرگ فکر میکنم. به این که سیریوس بلک توی کتاب هری پاتر راست میگفت؛ سریعتر و راحتتر از به خواب رفتنه. حالا که دیگه از مرگ نمیترسم در عین حال که عزت نفسم رو با خاک یکسان کردم بیشتر از قبل سیگار میکشم و به هر چیزی که زمانی قانون و خط قرمز بودن برام چنگ میزنم. از بد دهنی و سیگار تا رفتار کردن مثل یه عوضی به تمام معنا. این نسخه ی نترس و احمق خودم رو دوست ندارم و این روزا دشمن شماره یک خودمم و دارم توی باتلاقی دستو پا میزنم که
برچسب:
نویسنده: آناهیتا میرزایی
تاريخ: جمعه
26 تير
1405 ساعت: 23:38