خرید بک لینک
خیلی وقته که چیزی ننوشتم. نه فقط اینجا که در هر جای دیگه‌ای. ۲۶ سالگی رو با رفتن به خونه ی خودم پیش بردم و در انتشارات خیلی سبز کار پیدا کردم و تمام قد تلاش کردم که زنده بمونم که دیوانه نشم که رد ندم. درونم احساس می‌کنم دختر بچه‌ای مرده. احساس تهی بودن و گم کردن می‌کنم. انگار که مامانم رو وسط شلوغی ها گم کردم و هر چی می‌گردم نیست. انگار مهاجرت کردم به کشوری دور افتاده بدون راه برگشت و هیچ جوری نمیتونم با ادمای کشور جدید ارتباط برقرار کنم و اهنگ پرنده ی

برچسب: نویسنده: آناهیتا میرزایی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:38

صفحه بندی